استاپ هانت چیست؟ + ابزارهای شناسایی Stop Hunting
هرجا بحث بازارهای مالی در میان باشد، حتما درباره پیچیدگی مفاهیم مربوط به آن نیز صحبت میشود. مفاهیمی که به شناخت رفتار قیمتهای این بازار و عوامل اثرگذار بر آنها کمک میکند. یکی از این مفاهیم که در سالهای اخیر توجه معاملهگران زیادی را به خود جلب کرده، استاپ هانت (Stop Hunting) است. این مفهوم در ظاهر تعریفی ساده دارد اما در عمل، استفاده از آن کمی دشوار و پیچیده است چرا که به روانشناسی بازارهای مالی و منطقی که صعود یا نزول قیمت را تعیین میکند، مرتبط است.
از تکنیک استاپ هانتینگ (Stop Hunting) در ایجاد موقعیتهای سودآور و جمعآوری نقدینگی در تریدهای بزرگ استفاده میشود. اما برای آنکه بدانیم تکنیک استاپ هانت چطور کار میکند، ابتدا نیاز است تعریف دقیقی از مفهوم آن را بدانیم. سپس با ابزارهای شناسایی استاپ هانت آشنا شویم و در نهایت بتوانیم در معاملههای خود از آن استفاده کنیم.
استاپ هانت چیست؟
استاپ هانت (Stop Hunting) بهطور کلی تکنیکی است که سازمانها، موسسات مالی، بازارساز ها و صرافیها از آن استفاده میکنند. یک استراتژی که توسط این سازمانها یا موسسات انجام و بهموجب آن، سفارشهای حد ضرر (Stop Loss) معاملهگران خرد فعال میشود و در نتیجه شرایطی بهوجود میآید که آن سازمان بتواند نقدینگی لازم برای ورود یا خروج از موقعیت مدنظرش را تامین کند.
به بیان سادهتر وقتی تعداد زیادی معاملهگر در یک سطح، حد ضرر خود را قرار میدهند، آن سطح یا ناحیه معاملاتی، به منطقهای پر از نقدینگی تبدیل میشود. سازمانهای بزرگ، صرافیها یا مارکتمیکرها با دانستن این موضوع، قیمت را بهصورت موقت به سمت آن ناحیه یا سطح میکشانند تا این نقدینگیها را جذب کنند. البته این سازمانها پس از این جذب نقدینگی، قیمت را به مسیر اصلی خود را برمیگردانند.
مثالی برای درک بهتر استاپ هانت
فرض کنید یک سازمان بزرگ قصد ورود به بازار بیتکوین را دارد. قیمت این ارز دیجیتال هم برای مثال در سطح ۳۰،۰۰۰ دلار است. معاملهگران لانگ هم حد ضرر خود را در سطح ۲۹،۸۰۰ دلار قرار دادهاند. حالا سازمان بزرگی که قصد ورود به این بازار را دارد، بهعنوان یک بازیگر میخواهد خرید سنگینی انجام دهد اما نه با این قیمت بلکه با قیمتی بسیار پایینتر. پس بهطور موقت قیمت این سطح را به پاییتر از ۲۹،۸۰۰ هل میدهد. اینجاست که استاپ هانت فعال میشود. معاملهگران خرد شروع به فروش بیتکوینهای خود میکنند، با بروز این فروش گسترده، نقدینگی در این سطح از بازار بالا میرود و بازیگر مثال ما میتواند با قیمت پایین وارد بازار شود و خرید انبوهی انجام دهد. پس از انجام خریدش، مجدد قیمت بازار را به ۳۰،۰۰۰ دلار برمیگرداند.
استاپ هانت چگونه فعال میشود؟
اول باید ببینیم استاپ لاس کجا قرار دارد. بیشتر تریدرها و معاملگران تازهکار یا حتی نیمهحرفهای، اشتباه رایجی در قراردادن نقطه استاپ خود مرتکب میشوند.
آنها معمولا استاپ را پایین یا بالای خطوط حمایت و مقاومت میگذارند. تحلیلشان این است که آن نواحی «مطمئن» هستند. این استراتژی تکراری، آنها و سطح بازاری که در آن حضور دارند را قابل پیشبینی میکند و سازمانهای بزرگ و موسساتی که قصد خریدهای گسترده دارند از همین خط فکری آنها برای پیادهسازی استاپ هانتینگ استفاده میکنند. به بیان دیگر «استاپ لاس» تریدرهای مبتدی، نقطه ورود بازیگران بزرگ بازارهای مالی است.
تصور یک موقعیت:
فرض کنید استاپهای زیادی در پایین حمایت ۱،۱۰ قرار دارند. پس بازیگر بزرگ بازار مالی، قیمت را به ۱،۰۹۸ حرکت میدهد تا همه این استاپها فعال شوند. حالا که استاپها فعال شدند، بازیگران خرد شروع به فروش میکنند. پس نقدینگی این ناحیه بالا میرود، حالا بازیگر بزرگ یک خرید گسترده انجام میدهد و دوباره قیمتها سرجای قبلی خود برمیگردند. اما این بار تریدرهای خرد بخش زیادی از سرمایه خود را نقد کردهاند و برای خرید دوباره آن باید به قیمت قبلی دست به خرید بزنند.
چرا بازیگران بزرگ به نقدینگی بازار نیاز دارند؟
ممکن است با خودتان فکر کنید همه این اتفاقها برای این رقم میخورد که یک بازیگر بزرگ میخواهد خرید گسترده خود را با قیمت پایین انجام دهد. اما باید گفت دلیل استفاده از استاپ هانت صرفا ایجاد شرایطی برای خرید با قیمت پایین نیست، بلکه بازیگر بزرگ برای انجام خرید انبوه خود به وجود نقدینگی در بازار نیاز دارد و این نقدینگی فقط با پایین آوردن قیمتها صورت میگیرد. تنها در این صورت است که تریدرهای خرد تصمیم به فروش ارزهای خود میگیرند و بازار با نقدینگی مواجه میشود.
اما حالا ممکن است برایتان سوال شود که اصلا چرا یک بازیگر برای خرید، به وجود نقدینگی در بازار نیاز دارد؟ اساسا بازارهای مالی بدون نقدینگی نمیتوانند حرکت کنند. وقتی یک موسسه بزرگ قصد خرید گستردهای دارد، باید بازار از نقدینگی متناسب با حجم خرید او برخوردار باشد. یک مثال برای ملموستر شدن این توضیح میتواند تصور یک موقعیت خرید طلا برای شما باشد. فرض کنید میخواهید حجم بالایی طلا بخرید اما وقتی به بازارهای طلا مراجعه میکنید میبینید آن حجم که شما نیاز دارید در مغازههای طلافروشی وجود ندارد. شما نیاز دارید نقدینگی و موجودی بازار را افزایش دهید.
پس باید یک محرک ایجاد کنید که مردم طلاهای خودشان را بفروشند تا شما بتوانید آن حجم طلایی که نیاز دارید را بخرید. برای اینکه مردم ترغیب شوند طلاهای خود را بفروشند لازم است هرروز ببینید که قیمت طلا پایین میآید. در این صورت نگران میشوند که اگر همین الان به همین قیمت طلاها را نفروشند، فردا باید ارزانتر بفروشند، پس تعداد زیادی از افراد طلاهای زیادی را برای فروش به بازار میآورند. حالا بازار حجم زیادی طلا با قیمتی پایینتر از روزی دارد که شما قصد خرید داشتید. وجود مفاهیمی که خودشان به خودی خود پیچیده هستند و سپس ارتباط این مفاهیم پیچیده با یکدیگر و تاثیرگذاریشان روی هم سبب دشواری درک و تحلیل بازارهای مالی میشود. تکنیک استاپ هانتینگ هم به خودی خود مفهوم پیچیدهای است که بر اساس مفهوم دیگری بهنام Liquidity Grab (ربایش نقدینگی) تحلیل شده و عمل میکند.
بازیگران اصلی استاپ هانت را بشناسید
همانطور که در ابتدا گفتیم، بازیگرهایی که قصد خریدهای گسترده دارند از استاپ هانت استفاده میکنند، بازیگرهایی مثل:
- موسسات مالی بزرگ
- صرافیها (کریپتوییها)
- معاملهگران الگوریتمی
منظور از موسسات مالی بزرگ، همان بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری هستند. سازمانهایی که بهراحتی میتوانند قیمتها را در بازه زمانی کوتاهی تغییر دهند.
قصد خرید سازمانهای بزرگی مثل بانکها متفاوت است. اما صرافیها طور دیگری بازار را حرکت میدهند. آنها میبینند که سفارشات کاربران در چه سطحی است، سپس تصمیم میگیرند که قیمت را به سمت استاپ هانتینگ ببرند تا کاربران شروع به فروش کنند و از کارمزد آنها سود بیشتری دریافت کنند.
معاملهگران یا تریدرهای الگوریتمی هم درواقع باتهایی هستند که طوری برنامهریزی شدند تا رفتارهای جمعی و موجهای خرید و فروش را شناسایی و تحلیل کنند. این باتها میتوانند به فعال شدن استاپ هانتر کمک کنند.
با استاپ هانتینگ چه اتفاقی برای تریدرهای خرد می افتد؟
همانطور که تا اینجای توضیحات بهنظر میرسد، تمام این بازی به نفع بازیگر بزرگ تمام میشود. استاپ هانت سبب میشود بازیگران خرد، تازهکارها و حتی نیمهحرفهایها بهلحاظ روحی هم بهم بریزند و ندانند که تصمیماتی که در ادامه مسیر فعالیتشان در بازارهای مالی میگیرند درست است یا غلط. آنها اعتمادشان به استراتژیهای خودشان را از دست میدهند و ممکن است تصمیمگیریهای اشتباهی از روی اضطراب انجام دهند.
در چنین شرایطی معمولا معاملهگران خرد:
- حد ضرر خود را به اشتباه تغییر میدهند.
- دوباره به همان معامله وارد میشوند که البته این بار اندازه آن بزرگتر شده است.
- اعتمادبهنفسشان را از دست میدهند و ممکن است از دنیای ترید خداحافظی کنند.
مورد سوم دقیقا همان چیزی است که بازیگران بزرگ میخواهند. بهطور کلی بازار میخواد بازیگران خرد کناره بگیرند و حذف شوند تا همیشه نقدینگی برای بازی بازیگرهای بزرگ وجود داشته باشد.
ابزارهای شناسایی استاپ هانت
احتمالا با خواندن این توضیحات بازارهای مالی را دنیایی بیرحم شناختید که شانسی برای زنده ماندن در آن وجود ندارد. اما باید گفت که ابزارهایی هستند که به شما بهعنوان یک بازیگر خرد کمک میکنند استاپ هانت را بشناسید و در دام آن نیفتید. البته شناسایی استاپ هانت اصلا کار آسانی نیست و به تجربه و تحلیل عمیق و دقیق بازار مالی نیاز دارد.
1. پرایس اکشن (Price Action)
پرایس اکشن که به آن Price Action Trading هم میگویند، درواقع بهمعنای حرکت قیمت است. این یک استراتژی است که بهکمک آن معاملهگرها تصمیمات خود را بر اساس نمودار و رفتاری که قیمتها دارند، اتخاذ میکنند. در این استراتژی از اندیکاتورها، اکسپرت و… استفاده نمیشود. سازمانهای بزرگ که درواقع نهنگهای بازارهای مالی بهحساب میآیند به کمک پرایس اکشن میتوانند الگوی رفتار جمعی معاملهگران خرد را شناسایی و تحلیل کنند. پس اگر یک معاملهگر خرد هستید هم میتوانید از این ابزار برای تخمین زمان استاپ هانتینگ استفاده کنید.
2. اندیکاتورهای تکنیکال
بسیاری از افراد فکر میکنند، اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال فقط ابزار پیشبینی قیمت هستند، اما از این ابزار برای شناسایی موقعیتهای استاپ هانت نیز میتوان استفاده کرد. چه یک سازمان بزرگ باشید چه یک تریدر خرد، میتوانید از اندیکاتورهای تکنیکال برای رقم زدن استاپ هانت یا در امان ماندن از این تله استفاده کنید.
میانگین نوسانات بازار با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال یا ATR (Average True Range) به دست میآید. معاملهگران زیادی نقطه استاپشان را نزدیک به نقطه ورود به بازار در نظر میگیرند. این در حالی است که با استفاده از ATR میتوانند متوجه شوند که بازار نوسانات بزرگتری هم دارد. هر وقت استاپ یک تریدر زیر مقدار طبیعی نوسان بازار باشد، حتی یک موج تغییر کوچک هم میتواند آن تریدر را از بازار حذف کند. یعنی تریدر زودتر و راحتتر در دام استاپ هانت میافتد.
3. نواحی نقدینگی (Liquidity Zones)
نقدینگی، همان جایی است که استاپ هانت از آن تغذیه میکند. یک تریدر برای آنکه در دام استاپ هانت نیفتد، نیاز دارد مکان تجمع نقدینگی را بشناسد. در این صورت چه بخواهد از استاپ هانت بهره ببرد چه بخواهد از این تله در امان بماند میتواند به این شاخص اعتماد کند.
ناحیه نقدینگی را چطور پیدا کنیم؟
ناحیه نقدینگی جاییست که در آن:
- سفارشات استاپ لاس، پندینگ و ورود زیادی وجود دارد.
- احتمالا این ناحیهها، در اطراف حمایتها، مقاومتها، سقفها و کفهای محلی به وجود میآيند.
- بازیگران بزرگ در آن یا اطراف آن حضور دارند.
4. ابزارهای نقشه سفارشات (OrderBook Heatmap)
همانطور که از اسم این ابزار پیداست، به شما در پیدا کردن نقشه فکری نهنگها کمک میکند. البته نهنگها هم از آن برای شکار طعمههای خود یعنی تریدرهای خرد استفاده میکنند. ابزارهای نقشه سایت مواردی مثل این گزینهها هستند:
- Book map
- book chart
- Depth chart
- Coinalyze
این ابزارها به شما کمک میکنند ببینید کجاها فروش زیادی رخ میدهد یا سفارش زیادی ثبت میشود.
5. اطلاعات بازار مشتقه (Derivatives Market)
بازارهای مشتقه نیاز به مطالعه دقیق و یادگیری دارد، اما در این جا برخی از توضیحات مربوط به آن را ارائه میکنیم. این بازار دادههایی در دسترس قرار میدهد که به شما در شناسایی ناحیهای که استاپ هانت در آن اتفاق میافتد کمک میکند.
دادههایی از جمله OI، Funding Rate، Long/Short Ration، Liquidation Map و… توسط اطلاعات بازار مشتقه در دسترس شما قرار میگیرند. این دادهها به شما موقعیتهای باز و میزان پول فعال در بازار را نشان میدهند. همچنین به شما کمک میکنند نرخ پرداخت بین خریدار و فروشنده را پیدا کنید و متوجه شوید نقطه ترس تریدرهای خرد کجاست.
چطور در دام استاپ هانت نیفتیم؟!
استراتژیهای محافظتی زیادی وجود دارند که به شما کمک میکنند در برابر استاپ هانت در امان باشید. البته استفاده از این روشها هم نیاز به شناخت و آگاهی بالایی دارد:
1- استاپ لاس را منطقی انتخاب کنید.
تقریبا میتوان گفت که انتخاب یک استاپ لاس منطقی، مهمترین ویژگی یک تریدر حرفهایست. دانستن این نکته نه تنها سبب جلوگیر از ضرر و زیان میشود، بلکه کمک میکند یک معاملهگر طعمه Stop Hunting نشود.
برای انتخاب یک استاپ لاس منطقی در نظر داشته باشید:
- قرار نیست با کوچکترین نوسانی، استاپ لاس فعال شود. باید نقطه استاپ لاس را جایی در نظر بگیرید؛ اگر بازار به آن رسید، تحلیل شما اشتباه و باطل شده باشد.
- از نقاط حضور آماتورها دور باشید. زیر حمایت یا بالای مقاومت، پشت سقف یا کف قبلی، اعداد رند و… دقیقا ناحیههایی هستند که آماتورها نقطه استاپشان را آنجا میگذارند. این ناحیه منطقه شکارشدن آنهاست، در آن قرار نگیرید.
2- از ATR برای تعیین حد ضرر استفاده کنید.
این شاخص به شما نشان میدهد که بازار چقدر نوسان طبیعی و چقدر نوسان غیرطبیعی دارد. درباره این شاخص مطالعه کنید و تحلیل بازار به کمک آن را فرا بگیرید.
سپس در نظر داشته باشید که استاپ لاس شما برای گرفتار نشدن به دام استاپ هانت باید ۱ الی ۱.۵ برابر با این شاخص فاصله داشته باشد.
Stop Loss = نقطه ورود ±(1.5 × ATR)
3- بعد از تایید شکست وارد بازار شوید.
شکست یعنی، قیمت بتواند یک سطح مهم را بشکند و از آن عبور کند. مثلا سطح حمایت یا مقاومت. اما گاهی شکستها شما را گول میزنند. Fake Out یا شکست غیرواقعی در اصل همان استاپ هانت است که آماتورها را دچار تحلیل اشتباه و تصمیمگیریهای نادرست میکند. پس صبر کنید تا شکست تایید شود، وگرنه تله است.
یک مثال از شکست غیرواقعی (فیک)
فرض کنید قیمت از مقاومت عبور میکند و میشود ۱۰۰ دلار. سپس کندلی بزرگ میزند و میشود ۱۰۲ دلار. همه فکر میکنند این یک شکست است. شواهد هم همین را نشان میدهند. پس تریدرهای خرد، آماتورها و حتی نیمهحرفهایها وارد بازار میشوند و ثبت سفارش میکنند.
ناگهان قیمت برمیگردد، ریزش میکند و به ۹۲دلار میرسد. اینجا استاپ هانت رخ داده است و آن شکست یک فیک اوت بوده است. شکست واقعی نشانههایی دارد که با مطالعه میتوانید آنها را پیدا کنید و بشناسید.
4- از Mental Stop یا استاپ ذهنی استفاده کنید.
استاپ واقعی، استاپیست که نرمافزاری تعیین میشود و در زمان انتخابی شما بهصورت خودکار فعال میشود. اما استاپ ذهنی یا Mental Stop، قراردادیست که شما در ذهنتان با خودتان بستهاید. اگر وضعیت بازار به آن استاپ ذهنی شما برسد باید بهصورت دستی از معامله خارج شوید.
فایده این استاپ چیست؟ وقتی استاپ مدنظر شما در هیچ سیستمی ثبت نشده، هیچ سازمان، صرافی یا سیستمی نمیتواند به آن دسترسی داشته باشد. درواقع این بار شما سیستم را گول میزنید.
5- با سناریونویسی پیش بروید.
در پرایس اکشن، مدیریت ریسک و بهطور کلی در تحلیل بازار؛ سناریونویسی یکی از ابزارهای کاربردیست. وقتی سناریو دارید از اتخاذ تصمیمهای احساسی پرهیز میکنید. شما باید قبل از ورود به یک بازار مالی؛ تمام حالتهای آن را برای خودتان متصور شوید و بهترین واکنش نسبت به آن حالتها را از قبل بنویسید. هر زمان یکی از این حالتها اتفاق افتاد شما بدون فشار احساسی میتواند به سناریوی خود رجوع کنید و تصمیم درستی که قبلا تحلیلش کردهاید را رقم بزنید.
نتیجه گیری
استاپ هانت یا Stop Hunting یک شکارچی ماهر است. برای در امان ماندن از این شکارچی نیاز است بازار مالی که در آن فعالیت میکنید را بهخوبی بشناسید، برای رسیدن به این شناخت هم نیاز است مطالعه خود در بازارهای مالی را افزایش دهید. معاملههای بازارهای مختلف را نگاه کنید، الگوهای شکست را شناسایی کنید و پیش از انجام هر اقدامی در بازارهای مالی برای خودتان سناریو بنویسید.
سعی کنید در سناریویی که مینویسید همه حالتهایی که ممکن است برای سرمایه شما پیش بیاید را بررسی کنید. این به شما کمک میکند در هر شرایط پیشبینینشدهای که قرار گرفتید، هیجانی تصمیم نگیرید و از قبل سناریویی برای مقابله با آن داشته باشید. از طرف دیگر ابزارهای استاپ هانت را بشناسید و برای استفاده از هرکدام از آنها زمان بگذارید. تغییرات ناگهانی بازار فشار روحی زیادی به شما وارد میکند و تصمیمگیری در آن فشار زیاد میتواند اشتباه و مولد دردسرهای بزرگتری باشد. چیزی که به شما در عدم تصمیمگیری هیجانی کمک میکند، شناخت دقیق بازار، استفاده صحیح از ابزارها و داشتن سناریوهایی از پیش تعیینشده است.







دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.